|
به نام او كه تو را آفريد تا آسمانم آبی بماند... .
تو معنای تمام واژه های منی برای عاشقانه هايم به دنبال واژه
می گردم... تو بازهم در من ظهور می كنی...تو باز هم مرا به دنيای خود
می بری....
تو باز هم مثل هميشه به اوج می بری...به ناكجا....
لبخند كه می زنی پرنده ی دلم بال بال می زند... با اين دل پر بريده
چه كنم؟...
می خواهم از آنجايی بگويم كه نگاهم در نگاهت حل شد....من عاشق تر شدم و عاشقانه ای
آبستن...در نا كجای ذهنم تو اردو زدی....دلم كه ديگر ملك خصوصی توست....و من نوشتم
از بودن تو ...تویی كه ...
از تو برای تو و برای دلتنگی های هميشگيم می نويسم... می خوانی و
می گويی سلام بانوی من....و من سلامت را هرباره با سبدی از گلهای
سرخ- به رنگ بوسه- پاسخ می دهم.
و تو ...تو كه حجم بودنت به اندازه ی تمام هستی من است....
بگذاريد همه بدانند ....بگذاريد بدانند.......مي خواهم فرياد كنم ....
باشد اين بار هم نه.... این بار نیز باید مثل همیشه سکوت کنم تا شاید.... چرا همیشه من ...
اما می گويم كه من تو را بهترين میدانم تو را...می خواهم تکیه کنم اما......
آخه چرا ؟ خیلی برام سخته خیلی.... اما باشه مثل همیشه خفه می شم تو خودم می کشمش تا کسی نفهمه ... ندونه تو دلم چی می گذره
چاره ای ندارم باید تحمل کنم تا......
می دونم می بینه می دونم.... اما دیگه دلم طاقت نداشت نگم
بذار بفهمه بذار بدونه ..... اما نه بهتره ادامه ندم
امروز تو یه روز ابری دلم گرفت خیلی منتظر زنگش موندم اما تا حالا که زنگ نزده
دلم کلی گرفته نمیدونم از کی از چی اما ............
کاش متوجه بود کاش فرسنگ ها از من فاصله نداشت ........
تو این هوای ابری دلم هیچی نمی خواست جز یه تلفن کوچولو از اون
که منو آروم کنه ...........
که بگه ناراحت نباشه عزيزمن ........
که بگه غصه نخور ........
که بگه همه چی درست میشه .....
که بگه همیشه کنارتم .......
که بگه همیشه باهاتم ......
که بگه تا ....................... ابد
پری ناز کوچولو
بیشتر از جانم کمتر از خدایم دوستت دارم
|