تبليغاتX
دل شکسته ترین عاشق دنیا


دل شکسته ترین عاشق دنیا

درد و دل
Yahoo
آرشيو
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لينك باكس M-S
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
4شنبه سوری
هر وقت توي زندگي به يه در بزرگ رسيدي که روش يه قفل بزرگ بود نترس و نا اميد نشو!!! چون اگه قرار بود باز نشه جاش يه ديوار ميذاشتن

با یاد سرخی گونه هات..
درخشـش چشمات ..
سوزاننـدگی لبـهات..
داغــی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک


نويسنده: مریم مورخ: یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 در ساعت: 20:4
|+|
من از تو عاشق ترم.....

نويسنده: مریم مورخ: دوشنبه یکم بهمن 1386 در ساعت: 20:24
|+|
دوستت دارم...............

نويسنده: مریم مورخ: چهارشنبه هفتم آذر 1386 در ساعت: 2:41
|+|
مریم من دوستت دارم...... باور کن.....
ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

بچه که بودم فقط تا 10 بلد بودم بشمارم .دنیا 10تا بیشتر نبود.از بابا 10تا بستنی می خواستم.مامان رو 10 تا بیشتر دوست نداشتم.ولی حالا نمی دونم که ته دنیا کجاست .اخر دوست داشتن چقدره.فقط اینو می دونم که به اندازه ی 10 تای بچگیم دوستت دارم

دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره

پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است


نويسنده: مریم مورخ: چهارشنبه هفتم آذر 1386 در ساعت: 2:39
|+|
گیرم بازم بیای و از عاشقی بخونی....
اي کاش براي آخرين بار دستان تو را در دستم لمس مي کردم اي کاش يک بار ديگر در چشمان همچون دريايت نگاه مي کردم اي کاش براي آخرين بار حس تو را در مورد خود مي دانستم اي کاش براي اولين بار سر روي شانه هاي پر مهرت مي گذشتم اي کاش در کنارم مي ماندي و مرا تنها نمي گذاشتي و اي کاش همان گونه که من تو را دوست داشتم تو هم مرا دوست داشتي

سا قيا امشب صدايت با صدايم ساز نيست,.. يا كه من بسيار مستم يا كه سازت ساز نيست,.. ساقيا امشب مخالف مي نوازد تار تو,.. يا كه من مست و خرابم يا كه تارت تارنيست


نويسنده: مریم مورخ: چهارشنبه هفتم آذر 1386 در ساعت: 2:19
|+|
عاشقی اوارگی دارد به دل.....


نويسنده: مریم مورخ: چهارشنبه هفتم آذر 1386 در ساعت: 2:14
|+|

نويسنده: مریم مورخ: چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 در ساعت: 13:45
|+|

نمی خوام بگم دوستم داشته باش چون می دونم دوستم نداری.... نمی خوام بگم عاشقتم چون می دونم عاشق یکی دیگه ای..... نمی خوام بگم برای من باش چون می دونم سهم یکی دیگه ای.... نمی خوام بگم با من حرف بزن چون می دونم با من حرفی واسه گفتن نداری.... فقط میگم ...منو ببخش...منو ببخش چون عاشقت شدم....نمي بخشمت ....بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت.... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي.....بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي....و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي ...

چقدر سخته تو چشای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری ، چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده ، چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی ، چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک ...     

 

 

 سازنده ترين کلمه گذشت است...آن را تمرين کن . پرمعني ترين کلمه ما است...آن را به کار بر . عميق ترين کلمه عشق است...به آن ارج بده . بي رحم ترين کلمه تنفر است...با آن بازي نکن . خودخواهانه ترين کلمه من است...از آن حذر کن . نا پايدارترين کلمه خشم است...آن را فرو بر . بازدارنده ترين کلمه ترس است...با آن مقابله کن . با نشاط ترين کلمه کار است...به آن بپرداز . پوچ ترين کلمه طمع است...آن را بکش . سازنده ترين کلمه صبر است...براي داشتنش دعا کن

معشوقي از عاشقش پرسيد...من قشنگم؟ عاشق جواب داد ...نه . پرسيد ... دلش ميخواد با اون باشه؟ باز جواب داد ... نه . ....اگه ترکد کنم گريه ميکني؟ .... نه . معشوق با چشمان پر از اشک مي خواست عاشق رو ترک کنه که اون دست معشوق رو گرفت و گفت : تو قشنگ نيستی بلکه زيبايي ... من نميخوام با تو باشم من نياز دارم با تو باشم ... اگه بري گريه نمي کنم ... ميميرم

من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم ؛

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم ؛

بر لب کلبه ی محصور وجود ،

من اگر در این خلوت خاموش سکوت ،

اگر از یاد تو یادی نکنم ، می شکنم

اگر از هجر تو آهی نکشم ،

تک و تنها ، به خدا می شکنم ، می شکنم

اعتراف می کنم من نيز گاهی به آسمان نگاه می کنم ، دزدانه! به چشمان ستارگان ، اما نه به تمامی آنها ، تنها بدان ها که شبيه ترند به چشمان تو!

 


نويسنده: مریم مورخ: چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 در ساعت: 20:5
|+|


نويسنده: مریم مورخ: یکشنبه یازدهم شهریور 1386 در ساعت: 19:37
|+|

تا حالا فکر کردي عشق يعني چي؟ عشق يعني اينکه يکي بهت بگه از رنگ لباست خوشش مياد و تو هم از اون به بعد هميشه همون رنگو بپوشي ! تا حالا دلتنگ کسي شدي؟ اصلا ميدونيد دلتنگي چيه ؟ اونهم از بدترين نوعش؟ بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اون کسي که دوسش داري هيچ وقت مال تو نميشه . اينکه بدوني يه روزي از کسي که دوسش داري بايد جداشي حالا چه بخواي چه نخواي . تا حالا فکر کردي خوشبختي يعني چي ؟ خوشبختي يعني اينکه يکي يه گوشه دنيا باشه که دوست داشته باشه يکي باشه که پناه خستگي هات باشه يکي باشه که نگاهش وجودتو گرم کنه تا حالا فکر کردي آرامش يعني چه؟ آرامش يعني اينکه هميشه ته دلت مطمئن باشي که توي سينهء کسي که دوسش داري يه خونه گرم داري تا حالا فکر کردي زندگي يعني چي؟ زندگي يعني اينکه همه عمرت تلاش کني و جون بکني براي بدست آوردن اون چيزي که بهش ايمان داري زندگي يعني اينکه خودتو دوست داشته باشي براي اينکه توي دلت عشق اون هست تا حالا فکر کردي هدف يعني چي ؟ هدف يعني صبح که از خواب پا ميشي بدوني اون روز بايد چيکار کني ؛ بدوني اون روز بايد از کدوم مسير رد شي تا يه تلفن کارتي داشته باشه! تا حالا فکر کردي انگيزه چيه؟ انگيزه اونه که وقتي ميخواي بري سر قرار صد بار بري جلوي آينه و لباستو چک کني !!! تا حالا فکر کردي که قسمت يعني چي؟ قسمت يعني اينکه بشيني دست روي دست بزاري و هر طرف باد اومد تو هم بري قسمت يعني اينکه همه تنبلي ها و بي عرضگي ها رو بندازي گردن روزگار يعني بشيني مثل بدبختها به از دست دادن محبوبت راضي بشي به سرنوشت چي ؟ به اون فکر کردي؟ سرنوشت ديگه اوني نيست که از سرت نوشته سرنوشت يعني اينکه يه روز جلوي چشات رفيقت و تنها رفيقت تنهات بزاره و بگه « اين بازي روزگاره ... » حالا به خودت فکر کن ! خودتو تا حالا معني کردي ؟ و انسان يعني هميشه انتظار ... انتظار ... انتظار .... تقديم به اونايي که يک بار دوست داشتنو تجربه کردن   


نويسنده: مریم مورخ: یکشنبه یازدهم شهریور 1386 در ساعت: 18:43
|+|

به نام او  كه تو را آفريد تا آسمانم آبی بماند... .

 

تو معنای تمام واژه های منی برای عاشقانه هايم به دنبال واژه   

 

می گردم... تو بازهم در من ظهور می كنی...تو باز هم مرا به دنيای خود

 

 می بری....

 

 تو باز هم مثل هميشه به اوج می بری...به ناكجا....

 

 لبخند كه می زنی پرنده ی دلم بال بال می زند... با اين دل پر بريده

 

 چه كنم؟...

 

می خواهم از آنجايی بگويم كه نگاهم در نگاهت حل شد....من عاشق تر شدم و عاشقانه ای

 

 آبستن...در نا كجای ذهنم تو اردو زدی....دلم كه ديگر ملك خصوصی توست....و من نوشتم

 

 از بودن تو ...تویی كه ...

 

از تو برای تو و برای دلتنگی های هميشگيم می نويسم... می خوانی و

 

 می گويی سلام بانوی من....و من سلامت را هرباره با سبدی از گلهای

 

 سرخ- به رنگ بوسه- پاسخ می دهم.

 

و تو ...تو  كه حجم بودنت به اندازه ی تمام هستی من است....

 

بگذاريد همه بدانند ....بگذاريد بدانند.......مي خواهم فرياد كنم ....

 

باشد اين بار هم نه.... این بار نیز باید مثل همیشه سکوت کنم تا شاید.... چرا همیشه من ...

اما می گويم كه من تو را  بهترين میدانم  تو را...می خواهم تکیه کنم اما......

آخه چرا ؟ خیلی برام سخته خیلی.... اما باشه مثل همیشه خفه می شم تو خودم می کشمش تا کسی نفهمه ... ندونه تو دلم چی می گذره

چاره ای ندارم باید تحمل کنم تا......

می دونم می بینه می دونم.... اما دیگه دلم طاقت نداشت نگم 

بذار بفهمه بذار بدونه ..... اما نه بهتره ادامه ندم 

             

امروز تو یه روز ابری دلم گرفت خیلی منتظر زنگش موندم اما تا حالا که زنگ نزده

دلم کلی گرفته نمیدونم از کی از چی اما ............

کاش متوجه بود کاش فرسنگ ها از من فاصله نداشت ........

تو این هوای ابری دلم هیچی نمی خواست جز یه تلفن کوچولو از اون

که منو آروم کنه ...........

که بگه ناراحت نباشه عزيزمن ........

که بگه غصه نخور ........

که بگه همه چی درست میشه .....

که بگه همیشه کنارتم .......

که بگه همیشه باهاتم ......

که بگه تا  ....................... ابد

پری ناز کوچولو

بیشتر از جانم کمتر از خدایم  دوستت دارم


نويسنده: مریم مورخ: دوشنبه یکم مرداد 1386 در ساعت: 16:39
|+|
سفید منم قرمز تو..............


نويسنده: مریم مورخ: شنبه بیست و سوم تیر 1386 در ساعت: 21:16
|+|
i love you

نويسنده: مریم مورخ: شنبه بیست و سوم تیر 1386 در ساعت: 20:50
|+|
عشق +2
اگه روزی من مردم با شاخه گل سرخ به سر قبر من ای 

 ولی اگه تو مردی من با شاخه گل سفید می ایم  ولی با خون خود انرا سرخ خواهم کرد

ديروز تمام خاطرات با تو بودنم را دور ريختم و امروز هر چه مي گردم خودم را پيدا نمي کنم

گريه کردم تورو تو اشکم ديدم، اشکمو پاک کردم تا کسی تورو تو اشکم نبينه.

 گفتی عاشق بارونی  ولی  وقتی بارون مياد چتر ميگيری بالای سرت

، ميگی عاشق  برفی ولی طاقت يه گولّه برفم نداری

، ميگی پرندها رو دوست داری ولی مي ندازيشون تو قفس

، ميگی عاشق  گل هايي ولی خيلی راحت از شاخه جداشون ميکنی

، انتظار داری نترسم وقتی ميگی عاشقمی. ولی با همه ی اين تفاسير دوست دارم


نويسنده: مریم مورخ: پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 در ساعت: 20:49
|+|
فرشته کوچولو


نويسنده: مریم مورخ: پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 در ساعت: 20:2
|+|

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie